مجهول
44
خلاصه شرح تعرف ( فارسى )
از بهر خويش و با وى دوستى كند و مر او را از نفس وى بيزار كند و ورا بازنگرداند به تعمل و تكلف و به دعوى . و گفت صوفى به وزن عوفى بود ، گويند خدايش عافيت داد ، عافيت يافت و خدايش كفايت كرد ، كفايت يافت و خدايش پاداش داد ، پاداش يافت ، فعل خداى تعالى ظاهر بود اندر نامش و خداى عز و جلّ متفرد [ به آن ] . ابو على رودبارى را پرسيدند كه صوفى كدام است ؟ گفت : آن كه صوف بر صفا پوشد و هوا را طعم جفا بچشاند و دنيا را سپس قفا آرد و بر راه مصطفى برود . سهل عبد اللّه را پرسيدند كه كيست صوفى ؟ گفت : آن كه از تيرگىها صافى گردد و پر شود از فكرتها و از خلق به خداى پيوندد و يكسان بود نزديك وى كلوخ و زر . از ابو الحسين نورى « 1 » پرسيدند كه تصوف چيست ؟ گفت : ترك جملهء حظ نفس . و جنيد را پرسيدند از تصوف . گفت : دل پاك كردن از موافقت خلق و جدا گشتن از اخلاق طبيعت « 2 » و فرو كشتن صفات بشريه و كناره كردن و دور بودن از آنچه نفس به دو خواند . و با صفات روحانيان صحبت كردن و چنگ به علوم حقيقت زدن و كار بستن آنچه اولىتر است بر دوام و نصيحت كردن همه امت را و وفا داشتن مر خداوند را به حقيقت و متابعت رسول در شريعت . و گفت يوسف بن الحسين مر هر امتى را گزيدگانند و ايشان زينهار [ ى ]
--> ( 1 ) - در متن خلاصه ابو الحسن آمده كه خطا است و همچنين است در التعرف ص 25 ( 2 ) - در متن التعرف ص 25 ، مفارقة الاخلاق الطبيعية است و با توجه به قرينهء بعدى كه ترجمه شده است : صفات بشريه ظاهرا طبيعت نادرست و بايد طبيعيه باشد .